در باب مسؤلیت ناشی از شی، فرقی بین شی جاندار و شی بیجان مطرح نیست.در زمینه مسؤلیت ناشی از مالکیت حیوان، هم در حقوق ایران و هم در حقوق فرانسه مطالبی بیان گردیده است.در مجموع آنچه می توان بیان نمود عبارت از این است که"هر شخص مسؤل است که ضرر وارد به دیگری را از ناحیه حیوانش جبران نماید."اما سوال اساسی این جاست که آیا این مسؤلیت یک "مسؤلیت مطلق"تلقی می شود ویا این که این مسؤلیت در صورتی محقق می گرددکه "مالکش " یا "حافظش"در نگهداری از آن مرتکب" تقصیر" شده باشد؟.در این زمینه ماده 334 قانون مدنی ایران می گوید:"مالک یا متصرف حیوان مسؤل خساراتی نیست که از ناحیه آن حیوان وارد می شود مگر این که در حفظ حیوان "تقصیر "کرده باشد.لیکن در هر حال اگر حیوان بواسطه عمل کسی منشا ضرر گرددفاعل آن عمل مسؤل خسارات وارده خواهد بود".به نظر می رسد قانون مدنی ایران در این ماده "نظریه تقصیر "را در باب مسؤلیت ناشی از مالکیت حیوان پذیرفته است.در این رابطه مواد 357 و 359 ازقانون مجازات اسلامی هم، در باب مسؤلیت مالک حیوان ،بر مبنای نظریه تقصیر استوار شده است.ماده 357 ق.م.ا می گوید:صاحب هر حیوانی که خطر حمله و آسیب رساندن آن را می داند باید آن را حفظ نمایدو اگر در اثر اهمال و سهل انگاری موجب تلف یا خسارت گردد صاحب حیوان عهده دار خسارت می باشد واگر از حال حیوان که خطر حمله یا زیان رساندن به دیگران در آن هست آگاه نباشد یا آنکه آگاه باشد ولی توانایی حفظ آن را نداشته باشد و در نگهداری از آن کوتاهی نکند عهده دار خسارتش نیست.ماده 359 ق.م.ا نیز در باب مسؤلیت ناشی از مالکیت حیوان ومبانی ناشی از مسؤلیت مالک می گوید:"هر گاه با سهل انگاری و کوتاهی مالک، حیوانی به حیوان دیگر حمله کند و آسیب برساند مالک آن عهده دار خسارت خواهد بود و هر گونه خسارتی بر حیوان حمله کننده و مهاجم وارد شود کسی عهده دار آن نمی باشد".در همین راستا ماده 1385 قانون مدنی فرانسه می گوید:"مالک حیوان یا نگهدارنده آن مسؤل خسارات وارده توسط حیوان است،خواه حیوان تحت نگهداری یا حفاظت او باشد،خواه رها باشد و خواه گریخته باشد.".لازم به ذکر است هر چند در این ماده صحبتی از تقصیر یا عدم تقصیر نیست اما به نظر می رسد مبنای این ماده "نظریه تقصیر "باشد و اماره تقصیر در ماده1385 ق.م.فرانسه گنجانده شده است واین اماره از کلمه "حفاظت"مستنبط است و مسؤل باید خلاف اماره یعنی عدم تقصیر را اثبات نماید.البته در باب مسؤلیت ناشی از مالکیت حیوان مواردی وجود دارد که مالک حیوان دارای" مسؤلیت مطلق" یا بدون تقصیر است که برای نمونه می توان به مواد 360و 361 از قانون مجازات اسلامی اشاره نمود.ماده 360ق.م.ا می گوید:"هر گاه کسی با اذن وارد خانه کسی شود و سگ خانه به او آسیب برساند صاحب خانه ضامن می باشد ،خواه آن حیوان در خانه بوده یا بعداً
وارد شده باشد و خواه صاحب خانه بداند که آن حیوان او را آسیب می رساند و خواه نداند."ماده 361 ق.م.ا نیز می گوید:"هر گاه کسی که سوار حیوان است حیوان را در جایی متوقف نماید ضامن تمام خسارتهایی است که آن حیوان وارد می کند".لازم به توضیح است که مسؤلیت مذکور همیشه در نتیجه عمل حیوان نیست بلکه گاهی در اثر اشیاء و اجسام است.(در این رابطه می توانید به مواد 333 از ق.م.ایران و 1386 از ق.م.فرانسه مراجعه نمایید)
لایحه حمایت از خانواده در تبصره ماده 19 و ماده 26 ضمن بیان مسایل مربوط به طلاق و استفاده از مراکز مشاوره خانواده از نهادی با عنوان "طلاق توافقی" سخن به میان آورده است و آن را به عنوان یکی از راههای خروج از بن بست عدم تفاهم بین زوجین در راستای حمایت از خانواده ارایه نموده است.این در حالی است که کارشناسان تصور می کنند همه مشکلات را با وضع و تغییر قانون می توان حل کرد.اسلام به این نکته توجه دارد که قانون فقط در دایره خشک و قراردادی بشر می تواند مؤثر باشداما آنجا که پای روابط عاطفی و قلبی در میان است تنها از قانون ،کار ساخته نیست بلکه از علل و عوامل دیگر خصوصاً تدبیر نیز می توان بهره برد.باید اذعان داشت اسلام در این گونه مسایل در حدودی که قانون می توانسته مؤثر باشد از قانون بهره کافی را برده و از این جهت کوتاهی نکرده است.لازم به ذکر است طلاق به صورت یک حق طبیعی از مختصات مرد است اما این که مرد می تواند به عنوان توکیل مطلقاً یا در موارد خاصی از طرف خود به زن حق طلاق بدهد مطلب دیگری است که هم در فقه اسلامی مورد قبول قرار گرفته است و هم در قانون مدنی ایران به آن تصریح شده است.همچنین برای این که مرد از توکیل خود صرف نظر نکند و این حق تفویضی را از زن سلب ننماید یعنی به صورت وکالت بلا عزل در آید معمولاً این توکیل را به عنوان شرط ضمنی در یک عقد لازم قرار می دهند که به موجب این شرط زن مطلقاً یا در موارد خاصی که قبلاً معین شده است می تواند خود را مطلقه نماید.لهذا از قدیم الأیام زنانی که از بعضی جهات نسبت به شوهر آینده شان نگرانی داشتند به صورت شرط ضمن عقد برای خود حق طلاق را محفوظ می داشتندو عند اللزوم از آن استفاده می کردند.علیهذا از نظر فقه اسلامی زن حق طلاق به صورت طبیعی ندارد اما به صورت قراردادی یعنی به صورت شرط ضمن عقد می تواند حق طلاق داشته باشد .به همین جهت ماده 1119 قانون مدنی می گوید:"طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایندمثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سؤقصد یا سؤ رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد."لذا می بینید این که می گویند از نظر فقه اسلامی و قانون مدنی ایران طلاق حق یکجانبه است که به مرد داده شده و از زن به کلی سلب گردیده سخن صحیحی نیست.باید بیان داشت هم از منظر فقه و هم ازنظرقانون مدنی حق طلاق به صورت یک حق طبیعی برای زن وجود ندارد ولی به صورت یک حق قراردادی و تفویضی می تواند وجود داشته باشدحال در اینجا این سؤال مهم و اساسی مطرح می شود که وضعیت رسمیت بخشیدن و ماهیت "طلاق توافقی" چیست؟ آیا این طلاق از موارد طلاق رجعی است ویا این که طلاق توافقی از اقسام طلاق باین به حساب می آید؟.در همین زمینه آیه ا... فاضل لنکرانی در تعریف طلاق باین معتقدند :طلاق باین آن است که بعد از طلاق مرد حق ندارد به زن خود رجوع کند یعنی بدون عقد او را به زنی قبول نماید و آن بر 5 قسم است:1-طلاق زنی که نه سالش تمام نشده باشد. 2-طلاق زنی که یائسه باشد یعنی اگر سیده است بیشتر از 60 سال و اگر سیده نیست بیشتر از 50 سال قمری داشته باشد.3-طلاق زنی که شوهرش بعد از عقد با او نزدیکی نکرده باشد.4-طلاق سوم زنی که او را سه دفعه طلاق داده باشند.5-طلاق خلع و مبارات .و غیر اینها طلاق رجعی است که بعد از طلاق تا وقتی زن در عده است مرد می تواند به او رجوع نماید.در همین زمینه امام خمینی در رساله خود در ذیل مسأله3524 می گویند:در طلاق رجعی مرد به دو قسم می تواند به زن خود رجوع نماید1-حرفی بزند که معنایش این باشد که او را دوباره زن خود قرار داده است.2-کاری کند که از آن بفهمند رجوع کرده است.بنابراین با هر لفظ و عبارت یا عملی که بفهماند او را مجدداً زن خود قرار داده است رجوع محقق می شود و ظاهر این است که به نزدیکی رجوع کردن محقق خواهد شد اگر چه قصد رجوع نداشته باشد..آیه ا... فاضل لنکرانی در ذیل بحث طلاق رجعی به این مطلب اشاره می نمایند که مردی که زن خود را طلاق رجعی داده ،اگر بعد از طلاق ، زن با مرد مصالحه کند که حق رجوع نداشته باشد مصالحه باطل و مالی را که در مقابل آن گرفته مالک نمی شود و اگر مصالحه این گونه باشد که با این که حق رجوع دارد عملاًرجوع نکند و از حق خود استفاده ننمایسد در این صورت مصالحه صحیح و اگر رجوع کند صحت آن محل اشکال است..امام خمینی نیز معتقدند کسی که زنش را طلاق رجعی داده ،حرام است او را از خانه ای که موقع طلاق در آن خانه بوده بیرون کند ولی در بعضی مواقع(فحاشی و رفت وآمد اجانب) بیرون کردن او اشکال ندارد و نیز حرام است زن برای کارهای غیر لازم ازآن خانه بیرون رود.(مسأله 3523).قانون مدنی نیز در ذیل مبحث طلاق در مواد 1143،1144،1145،در بیان اقسام طلاق به این نکات اشاره نموده است .حال باید ببینیم منظور نویسندگان لایحه حمایت از خانواده از نهاد "طلاق توافقی" چیست.آیا می توان گفت این طلاق از اقسام طلاق رجعی است ؟یا از موارد طلاق باین محسوب می شود؟تبصره ماده 19 لایحه حمایت از حقوق خانواده می گوید:در صورتی که زوجین به صورت توافقی متقاضی طلاق باشند مراکز مشاوره خانواده برابر ماده 26 این قانون عمل می نمایند.به نظر می رسد از آنجا که هر نهادی در عالم حقوق بر اساس اراده و قصد طرفین صورت می گیرد و آنچه از اراده طرفین منتج شود در عالم حقوق تحقق می یابد بایستی اراده زوجین را به هنگام طلاق توافقی مورد توجه قرار دهیم.یک اشکال مهم در این جا مطرح می گردد و آن این است که آیا رضایت زوجه در تعیین نوع طلاق موثر است یا خیر؟به نظر می رسد باید گفت از آنجا که حق طلاق از حقوق طبیعی مرد است در طلاق توافقی که بر اساس رضایت طرفین انجام می گیرد آنچه تعیین کننده خواهد بود اراده مرد به هنگام طلاق است .یعنی چنانچه مردی با رعایت موارد مربوط به طلاق باین اراده نماید که زن خود را طلاق رجعی دهد می تواند با هر نوع عبارت یا لفظ یا عملی که بیان کننده رجوع باشد در هنگام عده رجوع نماید بدون این که رضایت زوجه لازم باشدمگر اینکه مورد از موارد موضوع ماده 1145 قانون مدنی باشد که در این حالت برای شوهر حق رجوع نیست و نمی تواند بدون عقد و رضایت زوجه او را به زنی انتخاب نماید.لذا بهتر بود قانونگذاران به هنگام تدوین لایحه حمایت از خانواده ضمن بیان نهادجدید "طلاق توافقی" نسبت به ماهیت آن نیز تعیین تکلیف می نمودند.
· َتازه شب شده بود.هنوزسروصدای رفت وآمدهزاران شیء َدرگوشه وکنارشهربه گوش میرسید.حس خوبی نداشتم امیدبه حرکت وچگونگی آن واینکه پایان راه آغازراه نباشد.به تلا طمم انداخته بود. به خودم می پیچیدم ودرافکارم غوطه وربودم.تصمیم گرفتم سفری به درون دلم بزنم.اما نمی دانستم از کجا شروع کنم .ازقبل ازخودم یااز زمان خودم ویاازآینده خودم ، وسعت زمان بسیارنزدیک ودرعین حال بسیاردوربود.حس کردم نیازبه کمک دارم. بنام حضرت دوست سفرراازازل شروع کردم.به!چه ازلی!ازخودم پرسیدم فاصله میان ازل وابدچقدراست!درهمین سؤال نشستم وسخن دوست مرا پر کرد و هل یستوی الذین یعلمون لا یعلمون- پاسخ سؤال خوددرونی سؤال دیگرم شد.چرا ازل-شنیده بودم که ازل خود دنیای شگفتی دارد ولی تفکری نداشتم به برسی موضوع پرداختم مطالب زیادی بود هزاران سال عبادت وچه عبادتی،نور خلقت در مراحل ازلی چه سالهای پر عظمتی را در یافته بود و وصی اش در وادی دیگر.مگر نه اینست که ولی و وصی هر دو از یک نورند وچرا او اینچنین مقرر نموده . گذشت وگذشت اندر مسیر میان ازل وابد را هزاران بار طی میکردم. چراهای زیادی وجودم رافرا گرفته بود من ماندم و هزاران سؤال بدون جواب سختی مسیر مرا به عبور از مسیر هدایت کرد.باخود گفتم من که از ازل چیزی نفهمیدم باشد که درمسیر عبور چیزی بیابم رفتم ورفتم تا به دنیا رسیدم لحظات دنیایی ظاهرا مملوستر از لحظات ازلی ام بودند اگر چه درلحظاتی تلنگر صحنه های ازلی مرا به حقایقی آشکار می ساخت لکن ثانیه های عمر دنیایی ام مملو از حوادث زیادی بودسکوت تنهایی شب اندک زمانی است که بر هوای شهر حاکم شده است زمزمه های عارفانه اهل دل در پهنای سرزمین مادری در فضای سرسبزوجود آدمی تجربه عروج روح را برایم به ارمغان آورده بود چه بندگان صالحی وچه رابطه عاشق و معشوقی که در فراق دوری و نزدیکی اشک شوق می ریختند. بر خود بالیدم به بالیدن پروردگار وچه گفته زیبایی : تبارک ا... احسن الخالقین در مسیر حرکت درونی ام که با حرکت بیرونی همراه بود به سرزمینی رسیدم که بالای آن هفت آسمان خوابیده است هفت نام مبارک هفت سر نا پیدا هفت راه هفت منصب نمی دانم... و راستی آسمان چیست ؟ چگونه میتوان به آن رسید واز آن عبور کرد مگر نه اینکه هر که بخواهدبه او برسد باید از دل هفت سبد آبی عبور بگذرد مگر نه اینست که صدای خوش مقصود از درون آن برخیزد پس راه عبور از آن چیست ؟ صبر کردم تإمل بار دیگر ذهنم را به تحریک واداشت.در وسط معرکه دلم به اخلاق رسیدم همان پرنده از قفس پریده انسان که در روزگار ما مانند ابرها در برابر بادها در نوسانند نمی دانم این چه بلایی است که بر سر ما آمده است در عصری که کسی هنوز به عمق استعداد انسان در راه خوبی پی نبرده است . همان که منتظر است که سر کشی ها فرو نشیند و او با سعی و تلاش زیاد انسان را به مقام عالی شرف و اصالت بالا ببرد . همان اخلاق همان که هر چه اندیشه و تإمل کنی اعجاب و احترام نسبت به آن افزونتر می شود کجا رفته است و چه زیباست : ونفس وما سویها فإلهمها فجورها و تقویها (سوره شمس آیه 7و8) سوگند به روان انسان وآن که او را هماهنگی بخشید ونیکی و زشتی را از طریق الهام باطنی و شهود درونی به اواراۀه داد .به ناگاه دلم یادآور سوالی شد آیا تجدید علم وادب وهنر برای تهذیب مردم سودمند بوده یا زیان رسانیده است . به میان عقلا رفتم عقل و مافیهای آن ، دیدم مردم عالم و هنرمند می شوند اما آدم نه! به تأثیر کار آنها پرداختم درونی و بیرونی در ظواهر چیزی نیافتم به درون پرداختم دیدم جز اندک حضوری تأثیر دیگری نمی توان یافت. یاد بیتی افتادم :
· ای دل نفسی به دوست همدم نشدی در خلوت کوی یار محرم نشدی
· مفتی و فقیه و صوفی و دانشمند این جمله شدی ولیک آدم نشدی فهمیدم که باید بروم و ادامه دهنده آن جمله ای بشوم که یگانه خورشید هستی فرمود :بعثت لمکارم الا خلاق ......
ادامه دارد...
طرح مسأله :
در بحث مسئولیت ، گاهی علت ورود خسارت تقصیر خوانده ( متعهد س) است و بار جبران آن نیز بر اوست. گاهی تنها عامل ورود خسارت ، سبب خارجی است ( قوه قاهره ، فعل شخص ثالث ، تقصیر زیاندیده )[1] و سرانجام ، گاهی اسباب متعدد ، در وقوع ضرر ، نقش دارنند. بحث این است که اگر در ورود ضرر به زیان دیده ، خود زیان دیده ، نقش داشته باشد آیا می توان جبران خسارت را از سبب های دیگر بخواهد و یا این که تقصیر زیان دیده ، خوانده را از مسئوولیت ، معاف می نماید. به تعبیر دیگر ، آیا خوانده ( عامل زیان) می تواند با استناد به تقصیر زیان دیده ، و میزان تاثیر آن در ایجاد زیان ، معافیت خویش را نسبت به سهم تاثیر زیان دیده ، تقاضا کند . در این تحقیق ، می خواهیم این نکته را بررسی نمائیم که اثر تقصیر زیان دیده و رضایت او و نقش اقدامات او ( در مقابله با خسارت ) و تقصیر فاعل فعل زیانبار ، در وقوع خسارت و جبران آن ، چگونه خواهد بود . آیا کسی که زمینه اضرار به خویش را فراهم نموده است می تواند از این بابت ، دیگری را مسئول بداند و از او خسارت بخواهد . به عنوان مثال اگر کسی ، مال خود را به دیوانه یا کودکی بسپارد و آن مال تلف شود ، آیا می تواند از شخص دیوانه یا کودک مطالبه خسارت کند . این جاست که بحث کاهش خسارت توسط متضرر ، اهمیت پیدا می کند. بدیهی است که تقصیر زیان دیده در وقوع خسارت ، رضایت زیان دیده در وقوع ضرر[2] و عدم مقابله با خسارت توسط متضرر ، می تواند میزان خسارت وارد بر او را از یک طرف و میزان مسئوولیت عامل فعل زیانبار را از سوی دیگر کاهش داده و در مواردی ، عدم مسئوولیت عامل ورود زیان را به همراه داشته باشد . لذا در این تحقیق بر آنیم تا در گفتار نخست ، تقصیر زیان دیده را مورد بررسی قرار داده و سپس در گفتار دوم ، رضایت زیان دیده و نهایتاً در گفتار سوم قاعده مقابله با خسارت[3] را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم . همچنین در مبحثی در گفتار چهارم و پنجم ، به بررسی دو قاعده فقهی با عنوان قاعده تحذیر [4] ( هشدار ) و قائده اقدام در خصوص موضوع مورد بحث خواهیم پرداخت.
واژگان کلیدی : کاهش خسارت ، تقصیر ، رضایت ، متضرر و ...
صداي پاي آب
اهل كاشانم.
روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي .
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت .
دوستاني ، بهتر از آب روان .
و خدايي كه در اين نزديكي است :
لاي اين شب بوها ، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب ، روي قانون گياه .
من مسلمانم .
قبله ام يك گل سرخ .
جانمازم چشمه ، مهرم نور .
دشت سجاده ي من .
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف .
سنگ از پشت نمازم پيداست :
همه ذرات نمازم متبلور شده است .
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته ي سرو.
من نمازم را ، پي « تكبيرة الاحرام » علف مي خوانم،
پي « قد قامت » موج .
كعبه ام بر لب آب
كعبه ام زير اقاقي هاست .
كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهربه شهر.
« حجر الاسود » من روشني باغچه است
اهل كاشانم.
روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي .
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت .
دوستاني ، بهتر از آب روان .
و خدايي كه در اين نزديكي است :
لاي اين شب بوها ، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب ، روي قانون گياه .
من مسلمانم .
قبله ام يك گل سرخ .
جانمازم چشمه ، مهرم نور .
دشت سجاده ي من .
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف .
سنگ از پشت نمازم پيداست :
همه ذرات نمازم متبلور شده است .
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته ي سرو.
من نمازم را ، پي « تكبيرة الاحرام » علف مي خوانم،
پي « قد قامت » موج .
كعبه ام بر لب آب
كعبه ام زير اقاقي هاست .
كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهربه شهر.
« حجر الاسود » من روشني باغچه است
جهاني شدن حقوق تجارت و تاثيرآن برحقوق ايران
دکتر محمود جلالي[1]، محمد علي شمس[2]، ذبيح ا... شمس[3]
چکيده :
تحولات وسيع و پرشتاب در روابط و مناسبات تجاري در چند دهه اخير ضرورتاً موجب توسعه يافتن حقوق تجارت و شعب آن در بسياري از کشورها گرديده است تا همگام با اين تحولات بتوانند نظام حقوقي خود را مناسب و هماهنگ با مقتضيات زمان حفظ نموده و توسعه دهند و اين امر موجب دگرگوني گسترده در عرصه بين المللي شده است . در حال حاضر توسعه مبادلات تجاري و سرمايه گذاري بين المللي مورد توجه جدّي قرار گرفته و لذا بحث اصلاح، توسعه و تنوع مقررات حقوقي و قرار دادهاي تجاري از اهميت فوق العاده اي در نظام هاي حقوقي کشورها برخوردار گرديده است .
اين که آيا جهاني شدن يک پديده است يا يک روند ، مورد اختلاف صاحب نظران مي باشد. مارتين آلبرد معتقد است: « جهاني شدن به فرايندهايي که براساس آن تمام مردم جهان در يک جامعه فراگير جهاني به هم مي پيوندند اطلاق مي شود ». در همين راستا مانوکاستل جهاني گرايي را جامعه اي شبکه اي مي داند که در ادامه حرکت سرمايه داري در پهنه اقتصاد ، جامعه و فرهنگ شکل مي گيرد . بالاخره اپانوئل ريشتر نيز جهاني شدن را شبکه ارتباطي مُتصّل کننده انسانهاي پراکنده مي داند.
با جمع بندي تعاريف فوق مي توان گفت جهاني شدن در نتيجه گسترش ابزار هاي ارتباطي اطلاعاتي پديد آمده است که روند جابه جايي سريع کالا ,سرمايه ، نيروي کار را فراهم کرده و کنترل دولت بر آن به صورت موثري عملي نمي باشد به نحوي که نهايتاً اين روند منجر به يک فرهنگ واحد جهاني خواهد شد .از طرف ديگر بايد به اين نکته نيز توجه داشته باشيم که هر کشوري در صحنه تجارت آزاد بين المللي داراي مباني و نظام حقوقي و اقتصادي خاصي است که در برخي موارد مغاير و يا ناسازگار با مقررات سازمان تجارت جهاني ( WTO ) بعنوان سازمان اصلي نظم دهنده ي تجارت آزاد در جهان مي باشد و اين امر ممکن است به بهره مندي هر چه بيشتر اين کشورها از شرايط تجارت آزاد خدشه وارد سازد ، لذا تلاش در جهت رفع آنها براي هرکشوري اجتبناب ناپذير مي باشد . توضيح اين که نتايج برخي از مطالعات صورت گرفته در اين زمينه نشان ميدهد مقررات و اصول گات (GATT ) و سازمان جهاني تجارت در برخي از امور با اصولي از قوانين کشور ما همانند قانون اساسي و قوانين موضوعه ديگر از جمله قوانين بانکداري, حقوق کار ، بيمه و سرمايه گذاري خارجي ، در ناسازگاري مستقيم يا غير مستقيم قرار دارد .در اين مقاله توجه اصلي به بحث جهاني شدن حقوق تجارت و تاثيرات آن بر نظام حقوقي ايران معطوف گرديده است و در پايان به موانع جهاني شدن و ارائه اصول راهبردي و مفيد در اين مسير اشاره مي شود .
واژگان کليدي :
جهاني شدن حقوق تجارت ، داوري بين المللي ، قانون تجارت الکترونيک ، سرمايه گذاري خارجي